مفهوم مرگ برای کودکان

مفهوم مرگ؛ چگونه با کودکان در مورد مرگ عزیزان صحبت کنیم؟

مرگ ناگهانی پدربزرگ یا مادربزرگ، کودک را دچار شک می‌کند. خردسال برای اولین بار با مرگ یکی از عزیزانش مواجه می‌شود. او مدام خاطرات را مرور می‌کند، دچار وحشت شبانه می‌شود و غصه می‌خورد. بسیاری والدین در چنین موقعیتی گیر می‌کنند و نمی‌دانند چگونه مفهوم مرگ را برای خردسال خود توضیح دهند؟ چه چیزی بگویند که او را تسکین دهد و مقداری از دردش کم شود؟ اگر شما نیز در این مورد کنجکاو هستید یا خدایی نکرده یکی از عزیزان خود را از دست داده‌اید، با سایت بچگی همراه باشید. در ادامه با مفهوم مرگ از دیدگاه کودکان آشنا می‌شوید.

مفهوم مرگ از نگاه کودکان

مرگ بخشی از زندگی است و بسیاری از کودکان قبل از ورود به بزرگسالی با آن روبرو می‌شوند. فوت پدربزرگ، مادربزرگ، نزدیکان یا حیوان خانگی اولین تجربه‌های رایج خردسالان هستند. مرگ غیرقابل انکار و واقعی است؛ اما کودکان براساس سن خود درک متفاوتی از آن دارند. در اینجا به مفهوم مرگ در سنین مختلف اشاره می‌شود:

کودکان نوپا

نوزادان مرگ را درک نمی‌کنند؛ اما عواطف اطرافیان را می‌فهمند. آن‌ها با یک تلنگر می‌خندند یا غم والدین را احساس می‌کنند. به همین دلیل، اگر عزیزی را از دست داده‌اید و یک کودک نوپا دارید، باید بیشتر مراقب باشید و عواطف خود را مدیریت کنید. تا جایی که امکان دارد از فرزند خود جدا نشوید و توجه فیزیکی بیشتری داشته باشید؛ زیرا کوچولو شما نیز ناراحتی را حس می‌کند و به‌خاطر شما غصه می‌خورد. پس به مراقبت بیشتر نیاز دارد و از نوازش لذت می‌برد.

استرس در نوزادان

استرس در نوزادان و راهکارهایی برای آرام کردن آن‌ها

پیش‌دبستانی

کودکان پیش‌دبستانی مرگ را درک می‌کنند. با این وجود همیشه جنبه‌هایی از مرگ هست که بچه‌ها آن را نمی‌فهمند. امکان دارد آن را ترسناک بدانند یا به کلی انکارش کنند. در تصورات خود ببینند که مرده هنوز غذا می‌خورد، می‌خوابد و هیچ مشکلی ندارد. با این تفاوت که در آسمان‌ها یا زیر زمین زندگی می‌کند و تفسیرش مانند کتاب‌های افسانه‌ای، فیلم‌ها و داستان‌ها باشد. در چنین شرایطی بهتر است مفهوم مرگ را برای او توضیح دهید.

از طرف دیگر نیز تعجب نکنید اگر کودک شما واکنشی غیرمعمول به مرگ نشان دهد یا کاملاً بی‌اهمیت باشد. به طور مثال به بازیگوشی و تفریح خود مشغول شود. این موضوع کاملاً طبیعی است؛ زیرا کودک نمی‌تواند مانند یک بزرگسال درد و غم را بپذیرد. او آرام‌آرام همه چیز را درک می‌کند و واکنش‌های شدیدی ندارد یا گریه نمی‌کند. تنها امکان دارد مدتی بی‌خواب شود، کابوس ببیند و به شما بچسبد.

کودک در حالت عادی فکر می‌کند که می‌تواند مرگ را دور بزند و هیچ وقت آن را تجربه نکند. با چنین دیدگاهی زمانی که او دوست جوان یا خواهر و برادر خود را از دست می‌دهد، بیشتر شوکه و وحشت‌زده می‌شود.

کودکان دبستانی

خردسالان در سنین مدرسه مرگ را به عنوان یک رویداد نهایی درک می‌کنند؛ اما تصویر درستی از آن ندارند. کودکان علت آن را به درستی نمی‌فهمند و گاهی خود را مقصر می‌دانند. آن‌ها به‌خاطر آنچه رخ داده، احساس گناه دارند و ناراحت هستند.

این کودکان عادت دارند که مرگ را تصور کنند. آن‌ها معمولاً آن را به عنوان مردی غمگین یا روحی سرگردان در نظر می‌گیرند که عزیزانشان را می‌برد. به همین علت در مورد اطرافیان خود احساس خطر می‌کنند و این سؤال را می‌پرسند: «بابا، کی می‌خواهی بمیری؟»

اگر در چنین شرایطی قرار گرفتید، تعجب نکنید. کودک شما درک درستی ندارد و تنها افکار خود را به زبان می‌آورد. در عوض او را بغل بگیرید و با آرامش همه چیز را در مورد مرگ توضیح دهید.

هراس شبانه در کودکان

هراس شبانه در کودکان

برای اطلاعات بیشتر، روی عکس کلیک کنید

چگونه مفهوم مرگ را برای کودکان توضیح دهیم؟

مرگ اتفاق ناگواری است که همه ما را غمگین می‌کند. این حادثه می‌تواند مرگ عزیزان یا هر موجود زنده‌‌ای باشد. در عین حال جزئی جدایی‌ناپذیر از زندگی افراد است و کودکان سعی دارند آن را درک کنند. همان‌طور در بالا اشاره شد، آن‌ها تفاسیر متفاوتی از مرگ دارند؛ اما این تصاویر همیشه درست نیستند. به همین دلیل، بهتر است برای آن‌ها توضیحات دقیقی داد.

در اینجا مواردی وجود دارد که می‌توانید برای راحتی کار از آن‌ها استفاده کنید:

حقیقت را بیان کنید

ممکن است برای مراقبت از فرزند خود، حقایقی مانند مرگ یکی از عزیزان را پنهان کنید. این کار کودک را در بلاتکلیفی و اضطراب بیشتری رها می‌کند؛ زیرا او احساس دیگران را به خوبی می‌فهمد و از ناراحتی آن‌ها غصه می‌خورد. در واقع خردسالان در کنجکاوی و کشف مسائل، عملکرد خیلی خوبی دارند!

البته نیت شما خیر است؛ اما در این مورد تأثیرات مثبتی نمی‌گذارد. پس بهتر است که حقیقت را به کودک بگویید، حتی اگر خیلی تلخ و ناراحت‌کننده باشد. اینگونه می‌تواند بهتر با موضوع کنار بیاید و آن را هضم کند. در واقع با این کار زمانی را به خردسال می‌دهید که مانند دیگران با ناراحتی و غمی که دارد، روبرو شود.

تعبیرهای نامناسب را کنار بگذارید

همان‌طور اشاره شد کودکان برای کشف حقیقت بسیار توانا هستند. پس تعبیرهایی مانند: «او به مکان بهتری رفته است.» اصلاً مناسب نیست و باعث ترس و گیجی خردسال می‌شود. در مقابل سعی کنید با کودک خود در مکانی آرام حرف بزنید. جایی که او احساس راحتی داشته و می‌تواند عروسک خود را بغل کند. چنین فضایی اضطراب خردسال را کاهش می‌دهد.

حالا همان‌طور که او بازی می‌کند، می‌توانید صادقانه بگویید: «مامان‌بزرگ فوت کرده. وقتی کسی بمیرد، بدنش از کار می‌افتد. دیگر نمی‌تواند راه برود، غذا بخورد یا حرف بزند. کسی هم نمی‌تواند او را ببیند. از همه مهم‌تر هیچ چیز دیگری حس نمی‌کند و درد نمی‌کشد.»

کودک در مورد مرگ شما و دیگر عزیزانش نیز نگران است و سؤال‌هایی می‌پرسد. به طور مثال: «مامان، تو هم می‌میری؟» یا «چه زمانی قرار است از پیشم بروی؟» پاسخ به این پرسش‌ها را با دلیل بیان کنید: «زمانی افراد از دنیا می‌روند که بسیار پیر باشند یا دچار مریضی سختی شوند.» علت‌های منطقی و قانع‌کننده نگرانی کودک را کاهش می‌دهد. او دیگر با فرا رسیدن سالروز تولد شما یا سرماخوردگی ساده ناراحت نمی‌شود و به فکر مرگ نمی‌افتد. البته همه می‌دانند که مرگ غیرقابل پیش‌بینی است. پس نمی‌توانید آن را انکار کنید. با این حال، باید خوشبینانه‌ترین حالت را در نظر بگیرید تا از ناراحتی و اضطراب او بکاهید. علاوه بر این، قطعاً خودتان نیز برای آینده اهداف و برنامه‌هایی دارید.

کابوس-دیدن-کودکان

چه چیزی باعث کابوس دیدن در کودکان می‌شود؟

پاسخگو سؤالات کودک باشید

بچه‌ها به طور طبیعی کنجکاو هستند. اگر کودک شما نیز در مورد مرگ سؤالاتی پرسید، با صداقت کامل و بدون تعبیرهای اشتباه پاسخ دهید.

بعد از اینکه کنجکاوی او رفع شد، شما نیز می‌توانید پرسش‌هایی را مطرح کنید. با فرزندتان راحت باشید و آزادانه بپرسید. به طور مثال بگویید: «فکر می‌کنی برای بابابزرگ چه اتفاقی افتاده؟» یا «به‌نظرت بابابزرگ کجا رفته؟»

سؤالات دیگری هم وجود دارد که سوتفاهم‌ها را برطرف می‌کند مانند: «نگران هستی؟» یا «سؤال دیگری در ذهن داری؟» و «دوست داری آن را به من بگویی؟» این سؤالات به بیرون‌ریزی کودک و رفع ابهام‌های او کمک می‌کند. در نتیجه، استرس‌ها کاهش یافته و تنش‌ها کم می‌شود.

اگر فرزند شما علاقه‌ای به حرف زدن ندارد، او را مجبور نکنید. کودک مانند شما حق انتخاب دارد. او می‌تواند تنهایی سوگواری کند و با مسائلش کنار بیاید یا بی‌خیال ماجرا شود. با این حال، آغوشی گرم و فرصت‌های تازه را دریغ نکنید. شاید به آن‌ها محتاج باشد.

بارها و بارها پاسخ دهید

شاید بنا باشد پاسخ یک سؤال را بارها و بارها تکرار کنید. به طور مثال، مکرراً از شما می‌پرسد: «چه اتفاقی برای بابابزرگ افتاده؟» یا «چه زمانی او برمی‌گردد؟ و دوباره می‌توانم او را ببینم؟» این سؤالات تکراری هستند. نه به این دلیل که کودک به درک عمیقی می‌رسد، تنها به‌خاطر اینکه همیشگی بودن آن را نمی‌فهمد. او هنوز متوجه موضوع نمی‌شود و بارها سؤال می‌کند.

شما نیز به تازگی یک نفر را از دست دادید و این مسئله ناراحت‌کننده است؛ اما تنها به صبوری نیاز دارد. کودک کم‌کم مفهوم مرگ را درک می‌کند و سؤالات جدیدی درون ذهنش شکل می‌گیرد.

گاهی خردسال از غم و اندوه فراتر می‌رود و در مورد مرگ عزیزانشان احساس گناه می‌کند. او به دلیل تصویر اشتباهی که از مرگ دارد، مقصر را خودش یا دیگران تصور می‌کند. بنابراین تعجب نکنید که او از کوره در برود و با شما یا دیگر نزدیکان رفتاری خشن داشته باشد. تمام تخیلات به دلیل ناآگاهی رخ می‌دهد. بنابراین شما باید به او اطمینان دهید که هیچ کدام از اعمال یا حرف‌هایش به فوت کسی ختم نمی‌شود. او در ابتدا مقاوت می‌کند و عصبانی می‌شود؛ اما کم‌کم با همه چیز کنار می‌آید.

باید بدانید که برخی واکنش‌های او طبیعی است و صبوری و آرامش شما را می‌طلبد. تنها در صورتی اضطراب، هیجان و خشم کودک به اوج رسید، حتماً به یک روانشناس کودک مراجعه کنید.

مشاور کودک

وظایف مشاور کودک چیست؟ چرا کودکان به مشاور نیاز دارند؟

هیچ کس کامل و بی‌نقص نیست

اگر چند روز است که عزیزی را از دست داده‌اید، کاملاً طبیعی است، ناراحت باشید. انتظار کامل و بی‌نقص بودن، اصلاً درست نیست و موجب واکنش‌های احساسی و هیجانی بدتری می‌شود.

گاهی گریه و بروز عواطف در مقابل کودک بسیار مفید است. شما با این کار به او یاد می‌دهید احساسات خود را ابراز کند و از قضاوت دیگران ترسی نداشته باشد. علاوه بر این، اگر نتوانستید سؤالات بی‌پایان فرزندتان را پاسخگو باشید، از خانواده و نزدیکان کمک بگیرید. شاید آن‌ها جواب‌های بهتری در آستین داشته باشند و راه‌وروش رفتار با کودک را بهتر بدانند. بنابراین از اشتباه، ناراحتی و درخواست کمک ترسی نداشته باشید. همیشه به‌خاطر بسپارید که مراقبت از خودتان در اولویت قرار دارد. زمانی که حالتان خوب باشد و با این اتفاق کنار بیایید، بهتر می‌توانید به کودک خود نیز کمک کنید.

خاطرات را گرامی بدارید

هر کس خاطرات فرد درگذشته را به‌ طریقی یادآوری می‌کند. کودک شما نیز شیوه‌های خودش را دارد. در مورد مادربزرگ حرف می‌زند، خاطرات را یادآوری می‌کند، نقاشی می‌کشد یا آهنگی می‌خواند. این کارها شاید بسیار ساده و ابتدایی باشد؛ اما خردسال شما را تسکین می‌دهد و موجب آرامشش می‌شود.

گاهی شرکت در مراسم تشییع جنازه نیز موجب تسکین او می‌شود. با این حال، در این مورد کمی محتاط باشید. اگر کودک شما مضطرب است، در مورد مراسم خاکسپاری، جنازه و قبر کمی توضیح دهید. در صورتی که آثار ترس و استرس را در خردسال دیدید، او را به مراسم نبرید. تنها یادآوری خاطرات و سوگواری در خانه برای او کافی است.

سخن پایانی

مرگ یک عزیز بسیار سخت است و افراد کمی با آن کنار می‌آیند. در این مقاله به راهکارهایی برای حفظ آرامش در چنین موقعیت‌هایی اشاره شد. اگر کودک شما نیز نمی‌تواند با چنین شرایطی کنار بیاید، حتماً مطالب را بخوانید و مفهوم مرگ را برای دلبندتان توضیح دهید.

سؤالات متداول

کودکان پیش‌دبستانی مفهوم مرگ را چگونه درک می‌کنند؟

خردسالان در این سن مرگ را درک می‌کنند؛ اما امکان دارد برداشت‌های اشتباهی داشته باشند. به طور مثال، از آن ترس داشته باشند یا به کلی انکارش کنند. در مورادی نیز بر این تصور هستند که مرده مانند خودش غذا می‌خورد، راه می‌رود و می‌خوابد. برخی از آن‌ها نیز از افسانه‌ها، انیمشن‌ها و کتاب‌های داستان کمک می‌گیرند و تفسیرهای تخیلی و فانتزی دارند.

چه تعبیرهایی برای کودکان نامناسب است؟

اینکه «او به مکانی بهتر رفته است» یا «خداوند آدم‌های خوب را زودتر می‌برد.» این تعبیرها موجب سؤالات ذهنی بی‌پایان کودک می‌شوند و احساس بدی دارند. گاهی نیز ترس دارند و احساس گناه می‌کنند. مثلاً از خود می‌پرسند: «آیا من انسان خوبی هستم؟» یا «همه ما به زودی می‌میریم.» این ذهنیت باعث وحشت بیشتر می‌شود.

چرا کودکان بارها در مورد مفهوم مرگ سؤال می‌پرسند؟

خردسالان ممکن است مکرراً بپرسد: «چه اتفاقی برای بابابزرگ رخ داده است؟» یا «چه زمانی او برمی‌گردد؟» این پرسش‌ها نه به این دلیل که درک عمیق‌تری پیدا کنند، بلکه به دلیل عدم درک مفهوم مرگ است. او هنوز متوجه موضوع نیست و سؤالاتش را بارها تکرار می‌کند.

مرگ برای کودکان دبستانی چه مفهومی دارد؟

خردسالان در سنین مدرسه مرگ را به عنوان یک رویداد نهایی می‌فهمند؛ اما تصویر درستی از آن ندارند. آن‌ها مرگ را مثل یک مرد غمگین یا روح سرگردان تخیل می‌کنند که نتوانستند جلو آن را بگیرند. به همین دلیل دچار احساس گناه می‌شوند و گاهی اطرافیان خود را مقصر می‌دانند. آن‌ها در مورد دیگران نیز همین ترس را دارند و مدام می‌پرسند: «مامان کی می‌خواهی بمیری؟» یا «بابا کی از پیشم می‌روی؟»

من عاشق بچه‌ها هستم و نوشتن داستان‌های فانتزی و مقاله‌های کودکانه حس خوبی بهم میده.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *